تبليغاتX
گل تن
  از بیژن الهی.یافته شده در کتاب هزارو یک شعر قرن بیست . جمع آوری سپانلو.  نشر کاروان

 

 

 

 

 

 

 

 

در خانه ي ما يك تله ي موش بگيري ست كه لق مي زند

نمي گيرد:

چه سوزن كند، چه فنر شلي!

لكنته را براي كه رو به راه مي كنيم ؟

به يك نسيم تلك مي بندد

موش ها ، شب ، ته راهرو به خاب ما مي آيند،

صبح ها

به زمزمه هاي چه شيرين مي خايند

هر روزه خانه را به شكل تازه مي آرايند،

مثل دهاني پرترانه، كه از زبان آشنا

چيز ديگري نيمه گنگ ، مي سازد.

گاهي نفسي گذرا

تله را، جاي خانه گرفته ، باد مي كند:

خون هاي فراموش گوش مي شود، پنجره هاي رنگ رنگ ،

و آن سوزنك رو به زنگ ، يك ناقوس.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  Sun 16 Aug 2009ساعت 10:17 PM  توسط گل تن   | 

 

 

 

 

 

 

 

چه محتاج م به خودم این روزها

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  Wed 12 Aug 2009ساعت 9:57 PM  توسط گل تن   |