چشم بستم كه :
گربه هه س ،ايشالا!
زياد نقاشي مي كنم . درست ش اين ست : نقاشي مي كنم ! قلم موي پهنِ و زبر را، بر مي دارم به رنگ رقيق شده مي كشم. قلم را كه بالا مي برم، رنگ رقيق مي دود از روي قلم دور ناخن م . ناخن ها را با برس و تينر برس مي كشم، تينر مي پوساندشان . همين هم هست كه اين روزها ناخن هام كوتاه و ساده ست . بي آرايش. بي تكلف . ناخن هاي م مي گويند كه من نقاش م . براي همين هم به زبان نمي آورم . كم حرف مي زنم . شروع كه مي كنم به گفتن، مي بينم كه كلمات ي زائدند حرفهاي م. بعد از ميان شان، هي، كم مي كنم. هي كم مي كنم. آن چه باقي مي ماند، كم ي بيش از هيچ ست . براي همين هم، ديروز وقتي به حسين گفتم " آقا تاريخ ت رو خوندم حال كردم " ، معناش اين بود كه ، كامنت دوني پست ت رو باز نكردم، چون اين روزها كم حرف مي زنم. زدن حرفي كه بقيه هم لابد شبيه ش را گفته اند، زائدست. اما متن ت، داراي ويژه گي هايي ست كه ستودني ست و اولين ويژه گي ش صداقت بود و ... تا آخر . ديروز ساعت5 صبح منتظر اتوبوس تور، رفيق ي كه دكتراي تاريخ دارد گفت: خداكنه خانم م زودتر برگرده ، خسته شدم از بس بادمجون و پلو خوردم . همان لحظه، مي خاستم بزنم توي گوش آقاي دكتر! اما به عوض ش لبخند زدم، ازجام بلند شدم، رفتم سمت ميلاد و به ش گفتم: يادت باشه امروز مي خام چند تا عكس از شست پاي من كنار گل ها بندازي، مجموعه ي گل و شست ! چشمك ي زدم و خنديديم. اما تمام مدت به اين فكر مي كردم كه بزنم توي گوش آقاي دكتر. براي كم حرفي م يا ساده گي ناخن هايم به خودم نمي بالم .براي بدهن ي اين روزهاي م هم ! كلمات ركيك، كم تر زائدند به نظرم . چون رساترند. همين مي شود كه، كنار مي روم از جمع آدم هاي صدف ياب . صدف ياب ها، آدم هاي "درساحل شناگر" ند . آدم هاي آب هاي كم عمق . نه اهل ريسك ند نه اهل دورشدن نه اهل شيرجه و نه اهل ماجراجويي . روي شن ها دراز مي كشند كه آفتاب شبيه مدل هاي مشهورشان كند . همين ست كه صدف ياب ها هم شكل ند . صدف ياب ها خوش ند از اين كه آب براي شان چند تايي صدف رنگي و براق مي آورد. و دل خوش همين ند. لب آب مي مانند، تا آب براي شان ارمغان بياورد. ساكن ند . حالا گيرم كه من به خودم انداخته ام ! خب دماغ فيل هم براي خودش جايي ست كه تو فكر كني من مال آن جام . من فقط ناخن هاي م به خاطر تينر و رنگ كوتاه و ساده ست . خودم به خاطر زائد بودن كلمات، كم حرف م . شبيه هيچ ي هم، نيستم. چون نمي توانم دراز بكشم كه شكل مشهورها بشوم . دماغ فيل هم برچسب خوبي مي تواند باشد براي من كه بي چاره ام از منتظر نماندن .با شيرجه هاي بي ته. ماجراجويي پي در پي . عشق آب هاي عميق !