مرا :
گاهی کمان ‹ سازی گهی تیر‹
مولانا
تصوير: رنگ و روغن روي كاغذ.۴۵*۷۰ سانتي متر . مهر۸۷ را اين جاببينيد
به لا به لاي انگشتان م حسودي مي كنم › كه ‹ تاب تاب مو هاي ت را باز مي كنند . كار را تا جاي باريك مي كشد آن زاويه زيباي لب تا چانه ت تا ^ ^ ^ ببويم ميان سينه ت را ، وقتي لَخت خابيده ميان ملافه ي آبي ... سلول سلول سلول مي شود پوست صورت م ، حرارت ش جا مي ماند توي گوي دست ت . بو كن ! تو مي چرخي نه من! ميان كبودي پيداي رگ هاي م روي پوست م زير پوست م كنار پيراهن م . كاش زبان ت باش م ميان كام ت براي تو با تو گوشه ي تن ت همراه ت ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ