هنگام عشق
قربان مي شود [ من ]
رويا نديده
سر مي بُرد [ من ]
اسحاق را ؟
نه : اين جا كرج ؛ صداي ما را از راديو البرز مي شنويد
خون ش بها ندارد
اين من
خون را سطل سطل خون را
رنگ مي كند آب را خون مي كند رنگ را
رويا نديده
نه هاجر نه عرفات نه صحرا
آدرس : كرج . گوهردشت . خيابان يك م غربي . شماره ي بيست و نه
بي سر ِرويا نديده ، رويا مي بافد
تلخ
رويا را مِنها [ - ]
تلخ و سياه ، باقي
تين دارك چاكلت ،
لينت ِسويس
هاجر ِنارنجي مي ماند
آشپز يا نقاش :
عهد عتيق يا عهد جديد :
سفر پيدايش يا بقره :
مريم هدايتي
بي ميم ، بي سَر
بي سَر
بي سَر
بي سَر
بي سَر
ژانويه دو هزار و هشت
براي هشت م مارس . براي دل م . براي حوا . براي ديميتر (1). براي هاجر . براي كلارا زتكين (2). براي طاهره قره العين (3) . براي آنا نيكول اسميت (4) . براي زن .
زن م . خون و درد ؛ لذت و عشق را كوك مي زنم به ملافه هايي كه هزار سال ، شايد بيش تر ، هر روز مي شويم .
زن م . هر بار كه دهان باز كرده ام يا دهان دوخته در چاه بوده ام يا كودك در شكم كنج مطبخ .
زن م . گم نام ، دست شكسته . قيمت تن م غذاي شام امشب م .
زن م . عريان و اغواگر روي سكو . تنها و رها شده وقت مرگ .
زن م . گفت و گوي م با تو ، يعني ؛ در برابر كلمات من ، ميله ي زندان و ناسزا .
زن م . تاريخ غرامت بهشت گم شده اش را ، هزار هزار سال ست كه از گُرده ام ، از رحم م مي كشد بيرون .
زن م . خون ، آشناي هر ماه م . و درد ؛ لذت ِمردانه ي تو .
زن م . من را از تو و درد و خون هراس اي نيست .
زن م . گوشه ي مطبخ و كوك زنان به ملافه ها مشت م اما گره . و كلام م ، كلام م ؛ هميشه يكي : من حضور دارم و اين را نمي تواني انكار كني ....
من حضور دارم و اين را نمي تواني انكار كني ....
من حضور دارم و اين را نمي تواني انكار كني ....
من حضور دارم و اين را نمي تواني انكار كني ....
من حضور دارم و اين را نمي تواني انكار كني ....
پانويس ها
يك اين كه :
شعار شده . بگذار شعار باشد . شعار دادن هميشه بد نيست . مدت ها روبه روي خودم نشستم . نمي توانم روز زن باشد و هشت م مارس و كلام ي نگويم . اگر نارسا ست پاي هيچ زن ي نيست اين ها تنها چند كلمه از من است .
دو اين كه :
اگر حرف از مرد شده منظور جنسيت ي نيست . منظور هر كسي ست كه در برابر خاست به حق زن ايستاده .
سه اين كه :
1 : ديميتر يا سرآل : الاهه ي مظهر مادر غلات ( روزي دهنده) . دومين كودك كرونوس و رئا . همسرچهارم زئوس . مادر پرسفونه
2: كلارا زتكين : پايه گذار حزب كمونيست آلمان ( 1875- 1932) كه نقش به سزايي در گرفتن حق راي براي زنان غربي داشت ( سال گذشته شرح حال ش در همين وبلاگ به مناسبت هشت مارس آورده شده )
3: طاهره قره العين : بانوي معاصر با قاجار و از پيروان مومن و شجاع باب . وي شاعري توانا نيز بوده كه به دست عمال ناصرالدين شاه كشته شد از اشعار وي در آرشيو اين وبلاگ موجود است .
4: آنا نيكول اسميت : مدل س .ك . سي و جذاب مجله ي پلي بوي كه در عين جنجال برانگيزي در اوج تنهايي مرد .